تبلیغات
♡ کلبه وینکس ♡ - داستان وینکسی 1 { قسمت دوم }
کلبه‌ی وینکس برای همه‌ی وینکسیای عزیز

داستان وینکسی 1 { قسمت دوم }

دوشنبه 20 خرداد 1392 02:02 ب.ظ

نویسنده : A.K
ارسال شده در: داستان ،

سلام
امروز با قسمت دوم
داستانم اومدم
می‌دونم که هر کی
قسمت اول رو خونده ،
منتظره ببینه چه اتفاقی می‌افته
قسمت سوم چند روز دیگه

داستان تو ادامس پس گازشو بده


خلاصه قسمت قبل :
تو تولد استلا یکی از پکسی‌ها اومد پیش اونا و گفت که تریکس پکسی‌ها رو گرفته . بعد استلا ، بلوم و میوسا به کمک پکس
ی‌ها رفتن . در اون‌جا تریکس بهشون حمله کرد و اونا قدرتشون رو از دست دادن و بلوم از سخره پرت شد پایین و استلا هم برای کمک بهش پرید پایین و میوسا با تریکس جنگید و در آخر جادو شد ...


حالا قسمت دوم :
 
بلوم باشدت زمین می‌خوره و از حال می‌ره و استلا هم عصبانی میشه
ولی هر کار می‌کنه نمی‌تونه بلوم رو بیدار کنه
او ناراحت کنار بلوم می‌شینه و گریه می‌کنه تا اینکه میوسا رو توی یه غار می‌بینه
و میگه : میوسا وایسا بلوم از حال رفته بیا کمک کن ، میوسا
و میره دنبالش اما میوسا می‌دوه به سمت ته غار و استلا هم دنبالش میره
وقتی میوسا به ته غار می‌رسه ، رو به استلا که پشتش بود می‌کنه
و بهش حمله می‌کنه ، استلا هم زمین می‌خوره و وقتی می‌خواد بلند بشه
میوسا جادویی به طرفش پرتاب می‌کنه و استلا هم از هوش میره
میوسا هم استلا رو بلند می‌کنه و پیش تر یکس می‌بره ...




می‌دونم بازم کمه
ولی ببخشید
وقت ندارم ادامه بدم
ادامه تو قسمت سوم
چند روز دیگه


راستی این اولین داستانمه
پس لطفا نظر بده
و بگو چطور بود
بایییی




دیدگاه ها : داستانم خوبه ؟
آخرین ویرایش: چهارشنبه 22 خرداد 1392 09:59 ب.ظ